رو اسب غربت چه خوش نشستی
تو این ولایت ای با اصالت
تو مونده بودی تو هم شکستی
تشنه و مومن به تشنه موندن
غرور اسمت یار ما بود
اون که سپریش به باد حسرت
تمام دار و ندار ما بود
کدوم خزون خوش اواز
تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا
به جست جوی شقایق
کنار ما باش که محزون
به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم
خورشید رو بیرون بیاریم
هزار پرنده مثل تو عاشق
گذشتن از شب به نیت روز
رفتن و رفتن صادق و ساده
نیامدن باز اما تا امروز
خدا به همرات ای خسته از شب
اما سفر نیست علاج این درد
راهی که رفنی رو به غروبه
رو به سحر نیست شب زده بر گرد
نرگس ۴۸ روزمون رو خاک کردیم اخرش هم نفهمیدیم سر چی بود که فوت کرد یعنی من که هیچی مامان و باباشم نفهمیدن من که کلی غصه دار شدم ![]()
اوه با کلی زحمت بالاخره پبچوندم مگه میذاشت بیام بیرووون مثلا اسم اون دخمه رو گذاشته شرکت مردم از بس با ملت حرف زدم اینم شد زندگی ؟ با کلی زحمت مقنعه ام رو ۲ سانت پاره کردم که هوا از این ور بره از اون ور در بیاد به همین راحتی انقدر حال داد که نگو
کلی لذت بردم
چه كسي با خود برده ذره اي از مال دنيا را
چه كسي پيمان بسته كه ببينه صبح فردا را
وقتي كسي رو دوست داري حاضري براش جونتو فدا
كني... حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نيگاش كني...
به خاطرش داد بزني... به خاطرش دروغ بگي...
حاضري رو همه چي حتي رو دفتر زندگيت كه حالا پاره
پاره شده خط بكشي... خيلي چيزا رو مثل غرورت
ميشكني تا دلش نشكنه... اگه گفتي به اين چي مي گن؟
عشق
کاش می دانستم زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضاوت دادن وپژمردن نیست
زندگی خوردن وخوابیدن نیست
اضطراب وهوس ودیدن ونا دیدن نیست
زندگی جنبش وجاری شدن است
زندگی کوشش وراهی شدن است
از تماشا گه آغاز حیات تابه جایی که خدا می داند
حله ؟
دوکونا بسته س
خونه ها تاریکن
طاقا شیکسته س
از صدا افتاده تار و کمونچه
مرده میبرن کوچه به کوچه
من نمیخوام کوچه باریک . دوکون بسته باشم و خنه تاریک باشم میخوام زنده باشم و زندگی کنم و خودم راه برم خودم تجربه کنم برم طرف اون چیزایی که یه عمری ازش منعم میکردن میخوام برم زمینه ممنوعه رو کشف کنم
۵. آموخته ام که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.